کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره

کیمیا، دختری از ورای آسمانها

حلول سال یک هزار و سیصد و نود و یک مبارککککک

امسال اولین سال حضور تو در کنار ما بود .... واقعا قشنگ بود....واست سال و سالهای خوبی تا آخرش آرزو میکنم مامان جان ...دوست داریم عسیسمممم یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش ...
15 فروردين 1391

برنامه غذایی

تصمیم گرفتم یه آرشیو روزانه از مواد غذایی که در طول روز میخوری درست کنم ....با روز گذشته شروع میکنم  و سعی میکنم اگر شد هر رور اگر نه هر چند روز یکبار آپ کنم ولی مال همه روزا رو بزارم : دو شنبه 22 اسفند 1391: ساعت 12:40 ---->  12 قاشق سوپ آبکی تقریبا یه پیاله ماست خوری کوچک ساعت 1:40 ----> شیر نمیدونم چقدر ولی کلا شیرخوردن هات بین 2 تا ماکزیمم 5 دقیقه هست ساعت 4 ----> 40 سی سی اب سیب ساعت 5 ---->  شیر ساعت 6:50 ---->  شیر ساعت 9 ----> 12 قاشق سوپ آبکی ساعت 10:40 ----> شیر و خواب ساعت 11:20 بیدار شدی!!! ساعت 12:30 ----> شیر و خواب ساعت 4 و 6:30 و 10:15 تو خواب شی...
24 اسفند 1390

کیمیا و 9 تا دوستش

جعه 12 اسفند 9 تا مهمون گل داشتیم....9 تا نینی خوشگل با مامانشو .....خیلیییییییییییییییییییییی خوش گذشت .... کلا با حال بود 9 تا نینی این اسباب بازی اونو میکشید ...اون یکی از اون میگرفت همتون یه چیزی تو دهنتون که هیچ کدون هم مال خودتون نبود ههههههه همه اسباب بازی ها به دهن همه متبرک شد.....اون پستونک از دهن اون یکی میگرفت...اون یکی شیشه شیر اون رو میخواست ....خلاصه فیلیمی بود دیدینیییییییییییییییییییی... من که  خیلی حال کردمممممممممممممممم خوش گذشت...به شما نینی ها هم فکر کنم خوش گذشته باشه ....به شما که حسابی خوش گذشت ....حسابی گیس کشی کردی ظاهرا .... قلدری بودی واسه خودت.... کیمیا خانم میزبان مهمون اولی که اومد زهره جون و ال...
20 اسفند 1390

اندر احوالات کیمیا در پایان ماه 8 ام زندگی

از بازی مورد علاقت میگم جوجه: دالی بازی: از هر نوعی .....به خصوص وقتی من برم پست در و یه دفعه بپرم جلوت ...کلی قهقه میزنی.... لاک لاک بازی: یه ظرف لاک لاک میزارم رو صورتت ...نمیدونم از چی ولی شدیدا قهقه میزنی ههههههه فکر کنم از اینکه صدات توش میپیچه و دنیا رو کدرتر میبین کیف میکنی چادربازی:به محض اینکه من چادر نماز سرم میکنم ذوق میکنی پاهاتو محکم میکوبی زمین از ذوق که باهام چادربازی کن منم چادر رو تند تند رو صورت میکشم و بر میدارم و تو کیف میکنی..... کلاغ پر:خیلی دوست داری فعلا فقط با دقت نگاه میکنی و لبخند مزنی ...تو کفی که من دارم چکار میکنم هی پر پر میکنم ههههه لی لی حوضک:از اونجایی که شدید قلقلکی هستی کلی میخندی از بازی دیگه ...
20 اسفند 1390

کیمیا و شیطنت هاش!!!

حسابی شیطون شدی ....من عاشق شیطنتت هات هستم عزیزمممممممم من کیمیا دو دندونه هستم مامانم میخواد از کارای روزانه من تعریف کنه قربون اون دو تا دندون فسقلیت بشم من شیطنت اول: کیمیا در حال پاره کردن جزوه های مامانش!!!! حالا ریزتر..... حالا ملاچه اش کنم..... خلاصش  کردم دیگه !! ای وای مامانی پیدام کردی؟! اگه ازم گرفت برم سراغ چی؟؟؟؟؟اونا خوبن ها!!! اااااا اون یکی موند که... بیا ببینم حساب تو رو نرسیدم...... و اینهم سرانجام جزوه‌های من!!!!!نینی داری یعنی همین دیگه ...خوبه کارم باهاشون تموم شده بود --------------------------------------------------------------------------------...
20 اسفند 1390

کیمیا 8 ماهه شد

دخمل گلم دیروز وارد 9امین ماه زندگیش شد....قشنگ تر از تو دنیا وجود نداره واسه من عزیزممممممم....خیلیییییییییییییییییییییی شیرین شدی ماشالااااااااااااا کیمیا 8 ماهه من....وجود من ...عشق من ....زندگی من.....امید من و باباش.... و باز هم خوابیدم معصومانت که من هیچ وقت سیر نمیشممممممممممممم شونصدتا عکس از خوابیدنت داری   ...
20 اسفند 1390